الشيخ رسول جعفريان وديگران

322

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

سيرهء حلبى مىنويسد : راهب بعد از ديدن پيامبر ، از ابو طالب پرسيد : با اين پسر چه نسبتى دارى ؟ ابو طالب پاسخ داد : پسر من است . راهب انكار كرد و گفت : پدر اين طفل نبايد زنده باشد ! ابو طالب پرسيد : از كجا مىگويى ؟ راهب گفت سر و صورت و چشمان اين پسر مثل سر و صورت و چشمان انبيا است . « 1 » طبرى گفته است : راهب به محض ديدن حضرت ، بر پايش افتاد و گفت : « هذا سيد العالمين ، هذا رسول ربّ العالمين » . « 2 » در اسم و مذهب و مكان راهب نيز بين روايات اختلاف است . بعضى او را « راهب » ، بعضى « جرجيس » و گروهى « سرجيس » خوانده‌اند ؛ چنان كه مذهب او را نيز بعضى مسيحى و بعضى يهودى گفته‌اند . ابن عساكر مكان راهب را « الكفو » دانسته كه با بصرى شش مايل فاصله داشته است ؛ ولى بعضى ديگر راهب را ساكن « ميفعه » دانسته‌اند كه از مناطق بلقاى شام است . « 3 » روض الأنف از كتاب سير زهرى نقل كرده است كه بحيرا دانشمندى از يهود « تيما » بوده ، ولى مسعودى گفته است : بحيرا ، از قبيلهء عبد القيس و اسمش جرجيس مىباشد . « 4 » اشكالهاى محتوايى در متن برخى از اخبار اين رخداد ، مطالبى آمده كه از نظر تاريخى واضح البطلان است . از جمله داستان حضور ابو بكر و بلال در اين سفر كه به هيچ روى وجهى از درستى ندارد . قسطلانى در مواهب اللدنيه دربارهء سفر پيامبر اكرم ( ص ) به شام از ابن منده نقل كرده است كه ابو بكر در اين سفر همراه پيامبر بوده ، وقتى كاروان در بين راه منزل كرد ، پيامبر زير درختى نشست و ابو بكر پيش راهب رفت . راهب از ابو بكر دربارهء نوجوانى كه زير درخت نشسته بود ، چيزهايى پرسيد و بعد گفت : بعد از حضرت عيسى ( ع ) كسى جز محمد ( ص ) زير اين درخت ننشسته است ، و بعد نقل مىكند : « و وقع في قلب ابي بكر كلما بعث النبى ( ص ) اتبعه » . « 5 » اين خبر از نظر صاحب كتاب مواهب اللدنيه نيز تضعيف شده و نشان از آن دارد كه دست جاعلان حديث به علّت نبودن يك روايت محكم و درست درباره سفر پيامبر باز

--> ( 1 ) . سيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 117 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 278 . ( 3 ) . سيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 118 . ( 4 ) . سهيلى ، عبد الرحمن ، روض الأنف ، ج 2 ، ص 217 . ( 5 ) . قسطلانى ، احمد بن حسين ، مواهب اللدنيه ، ج 1 ، ص 100 .